[ننه ســــرما]

دومین سالگرد

زمستان بهترین فصل سال بود. سفید، زیبا و پر از شادی که هر چه به آخرش نزدیک‌تر می‌شد شادی‌اش گرمابخش‌تر می‌گشت.

مطلع شادی‌های زمستانه، آخرین شب پاییز است. «یلدا»

یلدا تولد خورشید و نور است، نوید دهنده‌ی پایان سیاهی و غلبه‌ی روشنایی است.

همان شب درازی که پایانش سفید است.

یلدا آغاز دورهمی‌ها و شب نشینی‌های زمستانه است. انار دون و هندوانه و آجیل.

 

یلدا و زمستان خیلی خوب بود. تا دو سال پیش خیلی خوب بود. یاد همه‌ی «شب‌های شاد» یلدا بخیر.

یاد «لذت» هندوانه‌های سفید و انارهای سرخش بخیر.

 

یلدای دو سال پیش اصلاً خوب نبود.

یلدای سال پیش را هرچند که فراموش نکرده بودم ولی هیچ رمقی برایش نداشتم. مادر که به کلی فراموشش کرده بود ولی وقتی متوجهش شد باز انار و آجیل را مهیا کرد.

اما یلدای امسال. نمی‌دانم همان حس دوگانه‌ای که سال پیش برای شروع زمستان را داشتم دارم.

زمستان دو سال پیش بد شروع شد. 

زمستان مهربان و سفید و گرمابخش روی دیگرش را به ما نشان داد.

زمستان 92 آمد و «حسان» رفت. هیچ‌گاه آخرین خداحافظی‌مان را فراموش نمی‌کنم. آخرین دست تکان دادنش را.

«احسان» بدون «حسان».

زمستان بهترین فصل سال بود. سفید، زیبا و پر از شادی.

 

پ.ن 1: امشب بیماران را فراموش نکنیم و دعا کنیم که شب طلوع  نور برای هیچ خانواده‌ای با غروب عزیزی همراه نباشد.

پ.ن 2: امسال ننه سرما قبل از خودش نوچه‌هاش رو راهی کرده و الحق و الانصاف هم خوب کارشون رو بلد بودن.

پ.ن 3: حسان ظاهرا نیست ولی می‌دانم که همیشه ما را می‌بیند و حواسش بهمان است، مخصوصاً مادرم. 

<شب یلدای 94>

[نظرات]
توسعه فناوری لاچین ایران <۱۵:۵۲ - ۹۵/۱/۲۸ >
با آرزوی موفقیت روز افزون برای احسان و صالح
[نظر شما چیه؟]
نام:
آدرس اینترنتی:
ایمیل:
CAPTCHA Image
Play CAPTCHA Audio
Refresh Image